دلم خوش بود

دلم خوش بود
به احوال پرسی های گاه و بیگاهش
که مثلا؛
"سلام ، حال شما؟"
که بنویسم :"خوبم"
و در دل بگویم
مگر می شود تو باشی و خوب نباشم
حال من با تو عالیست

دلم خوش بود
به شب بخیرهای پُر مهرش
که مثلا ؛
"شب بخیر، خوب بخوابی"
که بنویسم همچنین
و در دل بگویم
تو که باشی خوب می خوابم آرام جانم

دلم خوش بود به همین دلخوشی های اندک
حالا نه از احوال پرسی های گاه و بیگاه خبری هست
و نه از شب بخیرهای پُر مهر

من مانده ام و من
و خاطراتی که پشت پلک چشمانم رژه می روند

تو را به خدا
ناغافل وارد زندگی کسی نشوید
احساسش را به بازی نگیرید
و تنهایی اش را از هم نپاشید
دل های شیشه ای را سنگ نزنید
مرهم اگر نمی شوید زخم نزنید...

#سارا_قبادی
دیدگاه ها (۸)

می نشینم لبِ حوضگردش ِ ماهی هاروشنی من گلآب...چه درونم تنهاس...

یک روز،بل‌که پنجاه سال دیگرموهای نوه ات را نوازش می کنیدر ای...

می‌خواهمت!چنان که شبِ خستهخواب را...!#قیصر‌امین‌پورشب خوش

کسی نفهمیدچرا بیشترین بی خوابی ها راهر شببرای کسانی تحمل می ...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

«دلمون» خنک نشد!«دلمون» میخواست اسرائیل محو میشد!«دلمون» میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط