شبی که آواز نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم

شبی که آواز نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی
من همه جا، پی تو گشته‌ام از مه و مهر، نشان گرفته‌ام
بوی تو را، ز گل شنیده‌ام دامن گل، از آن گرفته‌ام
تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی
دل من، سرگشته تو نفسم، آغشته تو
به باغ رؤیاها، چو گلت بویم در آب و آئینه، چو مهت جویم
تو ای پری کجایی؟
دیدگاه ها (۱)

shohre_share دویدم در مسیری کوره راهی چو دیدم پرتویِ نورِ ا...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

سناریو: باجی کیسوکه و ا/ت

P : 25

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

شبی که آواز نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا ...

شبی که آواز نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا ...

شبی که آواز نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا ...

شبی که آواز نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط