روی لبهای تو لبهای کسی جا مانده

روی لبهای تو لبهای کسی جا مانده
روی این شهد عسل، طعم گسی جا مانده
نکن انکار و نیا سوی من و بوسه نخاه
در نفسهای تو هرم نفسی جا مانده
سهم عاشق شدنم حسرت آغوشت بود
آه از آغوش تو که در هوسی جا مانده
بیخیال من و پرواز، تو نفرین شده ای
در هوای پر و بالت قفسی جا مانده
کوچ کرده ست بهار و همه جا خش خش برگ
از گل سرخ فقط خار و خسی جا مانده
گریه کردم که تو پیدا شوی و.. یافتمت
بر دلت حیف سرانگشت کسی جا مانده




"شهراد میدری"
دیدگاه ها (۴)

شبت آرام باشد نازنین، من تخت بیدارمدوباره روی این بالش برایت...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

سنگ تیپا خورده را می مانم اما ننگ نیستسنگ تا وقتی که زیر پا ...

"من" بی تو زنی خسته و تنهاست گل من "من" را به تو دل بسته خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط