Part 1

Part 1

(ویو ات)
تو خواب عمیق بودم که با غر زدن های مامانم از خواب پریدم

م.ا : بقیه دختر دارن ماهم دختر داریم ات پدصگ پاشو شرکت جئون میخواد ازت تست بگیرن


ات: من اونا حتی از وجود منم خبر ندارن

م.ا : به من چه تا ۱۰ دقیقه دیگه بیدار نشی شغل بی شغل

ات : ماماننن


م.ا: بیا خودت ببین


ات: بده ببینم


پیام : خانم پارک شما رو به شرکت آقای جئون جانکوک بزرگترین شرکت مدلینگ دعوت می‌کنیم ساعت ۹ تا ۱۲ شرکت باشین و براتون دقیقا ساعت ۹ یک لیموزین میاد


ات : مامان الان ساعت چنده

م.ا: هشت نیم

ات : شتتت


(ویو ات )
رفتم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم سریع موهامو خشک کردم یه دامن مشکی با یه کت مشکی که کوتاه بود و یه میکاپ خیلی جذاب و بامزه کردم و رفتم


ات : مامان گشنمه

م.ا : بیا منو بخور

ات : پوکر فیس **

(ویو ات )
یه کم صبحانه خوردم بعدش عطر توت فرنگی و بلوبری زدم رفتم دیدم یه لیموزین مشکی دن در وایساده یکم اول شوکه شدم ولی بعد رفتم تو تعظیم کردم و راه افتادیم تو راه چندتا سوال ازم پرسیدم درباره‌ی سنم و قبلا کجا کار میکردم بعد از نیم ساعت رسیدیم دهنم وا مونده بود اونقدر که شرکته بزرگ بودش


بادیگارد: خانم پارک درسته

ات : آه بله خودمم

بادیگارد: بله بفرمایید


(ویو ات )
رفتیم طبقه ۳۰ اونجا اتاق آقای جئون بود


ادامه دارد

نظرتون چیه
دیدگاه ها (۵۰)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

فیک تهیونگ

سرنوشت پارت (۱۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۴ات گرفت سومینو عین سگ زد بعد که ولش کرد یکی گفت ..:این...

#تپش.قلب.من Part 3هانا:رزی لطفا یه کاری بکن من بدون تو نمیتو...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

ارباب خشن من ۲۰

پارت هشتم

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط