پارت

پارت ¹¹
رمان::من عاشق معلمم شدم
نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄

★امیلی::جیمین و جونگکوک برگشتن و یونگی و تهیونگ رو دیدن ★
جونگکوک:ش..شما از کی اینجا هستید؟
تهیونگ:از همون اولش باتم کوچولو
جونگکوک:(خجالت)
یونگی:جیمین میخوای بیای خونم،خوبه منم مشکلی ندارم بیا بریم
جیمین:ن..نه ی..یعنی چیز شد...یعنی..
یونگی:چیشد؟ حرفات و شنیدم جوجه،بیا بریم
جونگکوک:بیا به آرزوت رسیدی
جیمین:ساکت
تهیونگ:خب باتم کوچولو آرزوی تو چیه که توام به آرزوت برسی
جونگکوک:ه..هیچی
یونگی:جیمین منتظرتم بیا بریم
جیمین:ب..باشه
[جیمین با یونگی رفت و حالا فقط تهیونگو جونگکوک بودن ]
تهیونگ:خب باتم کوچولو حالا فقط موندیم من و تو
جونگکوک:به من نگو باتم کوچولو
تهیونگ:باشه باتم کوچولو
تهیونگ:خب حالا بریم سراغ تنبیهت
جونگکوک:چه تنبیهی؟
تهیونگ:به خاطر کاری که تو و دوستت کردید
جونگکوک:....
تهیونگ:خب تنبیهت اینه که به مدت ۱۲ روز پیش من و داخل خونم بمونی
جونگکوک:چه خبرهههه عمرا
تهیونگ:مگه دست توعه؟؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ¹²رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــےتهیون...

𐙚درود𐙚 ^᪲᪲᪲لینک ناشناسمون:: ^᪲᪲᪲https://abzarek.ir/service-p...

پارت ¹⁰رمان::من عاشق معلمم شدم نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄*پ...

پارت ⁹رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده:𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄*مکال...

پارت⁷رمان::من عاشق معلمم شدم نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄پرش ...

پارت⁸رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄★امیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط