چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p3

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p3


درحال خرید بودید که یکی از دوستای قدیمیتون رو دیدید
بورا: سلامممم دخترااااا
ات: عه چطوری
سوهینا: سلاامممم، اینجا چیکار می‌کنی
بورا: اومده بودم، برای امشب یکم خرید کنم
ات: مگه چی شده
بورا: می‌خوام برم باررررر
سوهینا: خب خوبه خوش بگذره
ات: حالا مناسبتی داره که آنقدر ذوق داری؟
بورا : نه بابا، فقط یکی از بارهایی هست که خیلی بزرگ و معروفه
سوهینا: چیشد اونورا میخوای بری
بورا: یه پسره هست منو دعوت کرده چند روزیه که باهم آشنا شدیم پدرش با پدرم همکارن
ات: چقدر خوب -تعجب
سوهینا: پس خبرهای خوب تو راهه -خنده
بورا: اوهوممممممممم -ذوق- خب دیگه من برم فعلا دخترااااا
ات و سوهینا: خدافظظظ
ات: آقا تو خریدات تموم شد یا هست هنوز
سوهینا: یدونه کراپ بگیرم تمومه
ات: باشه
خرید سوهینا تو اون پاساژه تموم شد و تصمیم گرفتید برید یه فروشگاه دیگه که تو راه داشتید قدم میزدید سوهینا چیزی گفت
سوهینا: میگم ات
ات: هوم
سوهینا: حرف بورا منو درگیر خودش کرد
ات: چیشد میخوای بری تو رابطه
سوهینا: نه بابا، خیلی درمورد باری که میخواست بره ذوق داشت انگار خیلی چیز خفنیه
ات: منم
سوهینا: ماهم بریم
ات: ولی توکه نمیدونی کجاست
سوهینا: میدونم بابا، سونگمین زیاد اینجور بار ها میره
ات: خ..خب...هانوادت مشکل ندارن؟
سوهینا: ناسلامتی چندبار رفتیما
ات: این فرق داره، قبلیا رو می‌شناختیم ولی هیچی از این نمی‌دونیم
سوهینا: با داداشم هماهنگ میکنم
ات: نههههههه -تعجب
سوهینا: چته
ات: خب ماشین میگیریم خودمون میریم
سوهینا: درسته خجالت میکشی ولی امن تره تازه تا بفهمه بدون اینکه قبول کنیم خودش اسرار می‌کنه مارو ببره
ات: هوفففف، باشه
سوهینا: بیا فردا بریم
ات: باشه، اقاااااااا
سوهینا: چتهههه
ات: من لباس نیاوردممممممممممممم
سوهینا: خو الان میریم چیزایی که لازم داری رو بخریم
ات: بریم بریم
تو خیلی خرید کردنو دوست داشتی و سوهینا هم خیلی آدم با حوصله ای بود و بهت گیر نمی‌داد، بعد چند ساعت خریدتون کامل تموم شد و بعد از خوردن یه بستنی داداشش اومد دنبالتون و برتون گردوند
(سر میز شام)
سوهینا: میگم ما فردا می‌خوام بریم جایی و ممکنه یکم دیر وقت بیایم میشه بریم؟
پ.س: بستگی داره کجا برید
سوهینا: اوممممم.....خب.... -به تو نگاه کرد
ات: راستشو بخواید دوست داریم بریم پارتی
سوهینا: اره
م.س: باشه مشکلی نیست، سونگمین توهم باهاشون باش هواشونو داشته باش
ات: چییییی؟؟؟نههههه
همه نگات کردن...
ات: خب...م..منظورم اینـ....
سوهینا: سونگمین تو فقط مارو برسون بعدش هم برگشتنی برمون گردون
سونگمین: ممکنه نتونم بیام
سوهینا: چرا؟
سونگمین: می‌خوام برم بیرون
م.س: حالا یجور برنامه ریزی کن که بعدش دخترا هم برگردونی
سونگمین: سعیمو میکنم
سوهینا: مرسییییییی
ات: لبخند-
(فردا شب ساعت ۶:۴۷ درحال آماده شدن)
تو و سوهینا قبل آماده شدن نوبتی دوش گرفتید بعدش شروع کردید به آماده شدن تو اول آرایش کردی که ارایشت نسبتا غلیظ بود بعدش لباستو پوشیدی ولی سوهینا اول لباسشو پوشیده بود بعد ارایششو کرد
ات: سوهینا سشوارت کو؟
سوهینا کشوی میز ارایششو باز کرد و سشوار رو بهت داد
سوهینا: بیا -داد بهت
ات: مرسی -ازش گرفتی
تو موهاتو با سشوار حالت دادی و درستش کردی و رفتی سراغ عکس استوری هات و سوهینا هم کارش داشت مثل تو تموم میشد
سوهینا: خب آماده ای؟
ات: اره
اسلاید دوم لباس ات:
سوهینا رفت که بره به سونگمین بگه برسونتشون
ات: میگم سوهینا داداشت بفهمه به مامان و بابات دروغ گفتیم لو نده یوقت؟
سوهینا: نه بابا خیالت راحت باهاش هماهنگ میکنم
ات: اوهوم
سوهینا: تو برو کفشاتو بپوش منم الان میام
ات: باشه
کفشاتو پوشیدی که سوهینا هم اومد
ات: داداشت چیشد
سوهینا: رفت پارکینگ
ات: آها
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p4 رفت...

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p5 (اخ...

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......) p2ات: ...

چند پارتی از سونگمین: (وقتی که روش کراش داری و......)تو و سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط