ببینید چه آدامینه گلی دارین میخام این فیکو براتون بزارم😌
ببینید چه آدامینه گلی دارین میخام این فیکو براتون بزارم😌
____________________________________
پارت¹
#دوپارتی
ویو ات
مدتی بود که جیمین خیلی زیاد عصبانی میشود واقعا نمیفهمم چرا
ات: جیمین
جیمین: جانم؟
ات: عصبانی؟
جیمین: نه چطور؟( عصبی)
ات: هیچی....راستی میتونم برم بیرون
جیمین: نه
ات: چرا؟
جیمین: گفتم که نههه( آخرشو با عربده وحشتاکی گفت)
ات هیچی نگفت آروم آروم رفت توی اتاقش و گریه میکرد ، فکر میکرد جیمین دیگه دوسش نداره
ویو جیمین
خیلی عصبانی بودم رفتم خونه جیهوپ و همچیو براش تعریف کردم
جیهوپ: جیمین خیلی زیاده روی کردی
جیمین: خودم میدونم هوپی ولی وقتی عصبانیم کنترلمو از دست میدم
ات کم کم حالش بد شود و نمیتونست نفس بکشه ، به زور خودشو به در اتاق رسوند قلبش تیر میکشید
جیمین: واییییی نه..نباید این کارو میکردم....قلبش
جیهوپ: چی داری میگی؟
جیمین: ات مشکل قلبی داره...جیهوپ بدووو
جیهوپ و جیمین رفتن خونه و جیمین در اتاق رو باز کرد که دید ات بیهوش افتاده روی زمین که یهو.....
____________________________________
پارت¹
#دوپارتی
ویو ات
مدتی بود که جیمین خیلی زیاد عصبانی میشود واقعا نمیفهمم چرا
ات: جیمین
جیمین: جانم؟
ات: عصبانی؟
جیمین: نه چطور؟( عصبی)
ات: هیچی....راستی میتونم برم بیرون
جیمین: نه
ات: چرا؟
جیمین: گفتم که نههه( آخرشو با عربده وحشتاکی گفت)
ات هیچی نگفت آروم آروم رفت توی اتاقش و گریه میکرد ، فکر میکرد جیمین دیگه دوسش نداره
ویو جیمین
خیلی عصبانی بودم رفتم خونه جیهوپ و همچیو براش تعریف کردم
جیهوپ: جیمین خیلی زیاده روی کردی
جیمین: خودم میدونم هوپی ولی وقتی عصبانیم کنترلمو از دست میدم
ات کم کم حالش بد شود و نمیتونست نفس بکشه ، به زور خودشو به در اتاق رسوند قلبش تیر میکشید
جیمین: واییییی نه..نباید این کارو میکردم....قلبش
جیهوپ: چی داری میگی؟
جیمین: ات مشکل قلبی داره...جیهوپ بدووو
جیهوپ و جیمین رفتن خونه و جیمین در اتاق رو باز کرد که دید ات بیهوش افتاده روی زمین که یهو.....
- ۲.۷k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط