روزی میرسد که هر دویمان بچه دار میشویم
روزی میرسد که هر دویمان بچه دار میشویم...
تو از زنی که دوستش داری... و
من از مردی که دوستش ندارم...
دختر دار که شدی دخترت را محکم نبوس میترسم یاد خاطراتمان بیفتی...
موهایش را که نوازش میکنی یاد موهایم نیفت.... سفت در آغوشش گرفتی گرمای بدنم را به خاطرت نیاور...
تو دیگر بر من حرامی...
من هم پسر دار که شدم از همان کودکی مرد بارش می آورم....
یادش میدهم مرد بودن چیست...
یادش میدهم عشق مقدس است....
پسری میسازم که جوانی هایم از تو درخاطرم رویایش را ساخته بودم....
واما تو ...
مدیونی نه به من...
به آن مردی که در آغوشش میخوابم و نمیتوانم عشقم خطابش کنم.....
N.a
تو از زنی که دوستش داری... و
من از مردی که دوستش ندارم...
دختر دار که شدی دخترت را محکم نبوس میترسم یاد خاطراتمان بیفتی...
موهایش را که نوازش میکنی یاد موهایم نیفت.... سفت در آغوشش گرفتی گرمای بدنم را به خاطرت نیاور...
تو دیگر بر من حرامی...
من هم پسر دار که شدم از همان کودکی مرد بارش می آورم....
یادش میدهم مرد بودن چیست...
یادش میدهم عشق مقدس است....
پسری میسازم که جوانی هایم از تو درخاطرم رویایش را ساخته بودم....
واما تو ...
مدیونی نه به من...
به آن مردی که در آغوشش میخوابم و نمیتوانم عشقم خطابش کنم.....
N.a
- ۹۳۶
- ۰۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط