گره افتاده به کارم به فدای سر تو

گره افتاده به کارم به فدای سر تو
سر و سامان که ندارم به فدای سر تو
به نفسهای مسیحاییت ایمان دارم
هم نفس شو نفسی از نفست بردارم
هم نفس شو نفسی از نفست بردارم
چون جانی و جانانی و آرامش بارانی و
من ساحل طوفانی و جانم تو درد من میدانی و
بر حال من درمانی و پایان سرگردانی و
جانم سر سپردم به تو که دل نسپارم به کسی
من به عشق تو رسیدم که به دادم برسی
پادشاه دل من گوش به فرمان توام
من آشفته فقط دست به دامان توام
دیدگاه ها (۱۳)

چه بخواییم چه نخواییم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم.گاهی ...

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواندکه نه از ...

سی سالگی به بعد که عاشق شوی دیگر اسمش را نمی نویسی کف دستتو ...

گر ناله ‌کنان دل به ‌تو بندم عجبی نیستجنسی که نفیس ‌است به‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط