آمدی جانا ولی جان در تنم باقی نمانده
آمدی جانا ولی جان در تنم باقی نمانده
تن مرا بی جان، جانانت سری باقی نمانده
آمدی اما ولی غم در دلم باقی نمانده
دل مرا بی غم شده
جانی به تن باقی نمانده
جان من رفتی، نگفتی آخر این چشم مرا نوری نمانده
نورچشمم رفتی و آخر. نگفتی دیگر این چشم مرا سوی نمانده
سوی تنها رفتی و هرگز نگفتی زخم قلبم ریش مانده
سوز سرمای نبودن را نگفتی آتش خزان است
آمدی اما ولی جان در تنم باقی نمانده
آمدی اما دگر نایی به من باقی نمانده
تقدیم به عزیزترین
تن مرا بی جان، جانانت سری باقی نمانده
آمدی اما ولی غم در دلم باقی نمانده
دل مرا بی غم شده
جانی به تن باقی نمانده
جان من رفتی، نگفتی آخر این چشم مرا نوری نمانده
نورچشمم رفتی و آخر. نگفتی دیگر این چشم مرا سوی نمانده
سوی تنها رفتی و هرگز نگفتی زخم قلبم ریش مانده
سوز سرمای نبودن را نگفتی آتش خزان است
آمدی اما ولی جان در تنم باقی نمانده
آمدی اما دگر نایی به من باقی نمانده
تقدیم به عزیزترین
- ۳.۴k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط