از پس شیشه عینک استاد

از پس شیشه عینک استاد
سرزنش وار به من مینگرد
باز از چهره من میخواند
که چه ها در دل من میگذرد
میکند مطلب خود را دنبال
بچه ها عشق گناه است گناه
وای اگر بر دل نو خواسته ای
لشکر عشق بتازد ناگاه
مبصر امروز چو اسمم را خواند
بی خبر داد کشیدم غایب
دوستانم همگی خندیدند
که جنون گشته به طفلک غایب
بچه ها هیچ نمیدانستند
که من اینجایم و دل جای دگر
من به یاد تو و آن خاطره ها
که تورا دیدم با جامه زرد
تو سخن گفتی اما نه ز عشق
من سخن گفتم اما نه ز درد
من به یاد تو وآن خاطره ها
یاد آن لحظه که بگذشت چو باد
که در این وقت به من مینگرد
از پس شیشه عینک استاد
دیدگاه ها (۸)

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

از پس شیشه عینک استاد                                       ...

باخیالت خوشم از اول زنگ...از پس شیشه عینک استاد/ سرزنش باربه...

ازپس شیشه ی عینک استادسرزنش باربه من می نگرد،بازدرچهره ی من ...

🌹شعر حافظ شیرازی....🌹جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشیدهلال...

غزلستان: فال روز چهارشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۹۹ جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید هلال عید در ابروی یار

#جهان_بر_ابروی_عید_از_هلال_وسمه_کشیدهلال عید در ابروی یار با...

649چو غلام آفتابم, هم از آفتاب گویمنه شبم نه شب پرستم, که حد...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

در اوج عشق و دلداری به ناگاهشدم او را ز یاری دیگر آگاهبر آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط