و عشق

و #عِشق
آنقدرها هم که فکر می کردیم
عادلانه نبود !
زنِ همسایه عاشق شد ،
پیراهنِ بلندتری دوخت ...
من عاشق شدم ،
گریه هایِ بلند تری سَر دادم ...
در عصرِ ما
همه همیشه دیر می رسند !
یکی به اتوبوس ،
یکی به قطار ،
یکی
به یکی ...🍃 ❤
دیدگاه ها (۱)

این جریانِ هولناک عطرها‌ی تو در بارانمرا آسوده نمی گذارد،اقر...

یک زن مگر چقدر قدرت دارد...در بزند،و کسی در را برایش باز نکن...

باران که می‌بارد،زمین پر می‌شود از عطرِ حضورِ تو،❤ 🍃 و خیالت...

فَقَط اونجایی که هوشنگِ ابتهاج میگه :"نمی دانم چه می‌خواهم ب...

پارت ۶ میا : عصر بود دیگه خسته کوفته برگشتم خونه همش کار می ...

چند پارتی جیهوپ ویو ا/تکلاس تموم شد به سمت در مدرسه رفتم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط