part 8

Spring section:
یک هفته میگذره که اومدم خونه و انقدر مهمونی رفتم دهنم سرویس شده. هیچ خبری از استاد کبیری نیست؛ امروز مقاله رو براش فرستادم و الان منتظرم زنگ بزنه...
+سلام استاد وقتتون بخیر
# سلام! مقاله اتو خوندم؛خیلی فوق العاده است . استاد راهنما داشتی؟ اسمی ازش نبردی.
+بله داشتم ؛ ولی وقتی درباره شرایط پروپوزال شنیدم گفته بودن که استاد راهنما باید در جلسه ی دفاعیه حضور داشته باشه؛ چون ایشون ایرانی نیستن نمیتونن حضور داشته باشن و در ضمن اگه اسمی از ایشون ببرم با قوانین سازگار نیست.
# آها؛ بله درسته. بخش عملی تحقیقاتتون رو داخل بیمارستان انجام دادین؟
+بله؛ پیشنهاد استاد راهنمام بود. ایشون گفتن تحقیقات رو خودمون انجام بدیم دقیق تر و اثر گذار تره.
# صحیح؛ ولی شما از شماره ی پرونده ها به عنوان منبع استفاده کردین ولی این پرونده ها در ایران در دسترس نیستن و ممکنه موقع دفاعیه به مشکل بخورین. خودتون همه ی اطلاعات رو استخراج و طبقه بندی کردین؟
+بله؛ تک تک پرونده هارو به زبان انگلیسی باز نویسی کردم.
# ولی شما همچنان نمیتونین ادعا کنین منبع رو در اختیار دارین! به هرحال اجازه ی پخش این اطلاعات داده نمیشه.
+ولی من اجازه ی این کار رو هم از بیمارستانی که تحقیق انجام دادم و هم از وزارت دو کشور گرفتم.
# خب اگه اینطوره باید اول دفاعیه ات از تصویر و نسخه ی کپی شده ی این مدارک استفاده کنی.
+بله چشم. هنوز فایل مربوط به دفاعیه رو آماده نکردم حتما انجام میدم.
# و یه چیز دیگه! از اول قصد داشتی توی ایران ارائه بدی؟ بعضی قسمت های مقاله ات انگار ترجمه شده بود.
+ خیر؛ قصد داشتم توی کره ارائه بدم و طبیعتا به زبان کره ای-انگلیسی مقاله نوشته شده بود. سعی میکنم جمله بندی رو بهتر کنم عذر میخوام.
# با استاد راهنمات هم صحبت کن اگر راضی به حضور در جلسه ی دفاعیه بود منطقیه که ازشون دعوت کنی و اسمشون رو ذکر کنی. از اونجایی که دانشجوی کره ای هستی طبیعیه که استاد راهنمای کره ای داشته باشی.
+چشم حتما استاد.
تلفنو قطع کردم و ولو شدم روی تخت. زنگ بزنم به گائول؟ نه! دوباره شروع میکنه. نا خودآگاه داشتم دنبال شماره اش میگشتم. جونگ گائول؛ شاید همه ی این اتفاقات تقصیر منم بود ... چرا به اسم ذخیره اش کرده بودم؟
زنگ زدم به گائول و سریع جواب داد:
-فکر نمیکردم زنگ بزنی! اتفاقی افتاده؟
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت8ویو اتقهوه‌ام رو گرف...

پارت⁴⁹ویو جونگ‌کوکوقتی برگشتیم خونه، هوا کاملاً تاریک شده بو...

✨عشق سلطنتی ✨ پارت ۱

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۵ — جلسه‌ی اول دادگاه چند روز بعدصبح زود، ...

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط