اهوی من

اهوی من
پارت ۸۰

(اونا ک نفهمیدن یکی اهو رو طلسم کرده و اونو به اینده و گذشته میبره برای همین اهو الان دیوونه شده)

اراد پارسا رو صدا میزنه ک بیاد

اراد:یکی اهو رو طلسم کرده دوباره هی میره گذشته اینده
پارسا:این طلسم نیست یک جادوگر داره اذیتش میکنه باید عرفان بگم بیاد ک زمان برای اهو متوقف کنه(یعنی اهو رو برای چند وقت به خواب بره تا اون جادوگر پیدا کنن)
غزل:بمیرم برات ک اینقدر ترو اذیت میکنن

عرفان سریع خودشو میرسونه ومیره اتاق اهو
عرفان:همگی برین بیرون برق هایی خونه رو هم خاموش کنید
پارسا:باشه
اراد:مراقبش باش
عرفان:مراقبم

بچه ها میرن بیرون عرفان کلی شمع روشن میکنه و اهو و یک تونل زمان درست میکنه و اهو رو تویی اون تونل زمان گیر میندازه (جسم اهو خوابه ولی روحش تویی تونل زمان گیر میوفته)

بعداز ۵ ساعت عرفان از اتاق میاد بیرون
عرفان:انا اهو رو تو تونل زمان گیر انداختم فقط شما ۱ هفته زمان دارید
پارسا:همین امشب من پیداش میکنم نمزارم بلایی سر دخترم بیاد

(اراد)
ما پارسا به جهنم رفتیم تا بفهمیم کی داره اهو رو اذیت میکنه با کلی سختی اسم یک شخص به نام اشارام رو فهمیدیم اسمش خیلی عجیب غریب بود ولی گرگرینه و خونشام بود و از قبلیه ما نبود بعضی ها گفتن ک اون میدونه ک کدوم جادوگر رویی مغز تسلط داره سوار ماشین شدیم رفتیم سراغش تویی جایی دور افتاده بود با یک خونه عجیب غریب تاحالا همچین خونه ای تو این هزار سال ک عمر گرفتم ندیده بودم
(خونه ای به رنگ خون به درها و دیوار ها دعایی چینی و یونانی و مترسک هایی از پر کلاغ)

رفتیم در زدیم‌ک یک دختر چندش ک معلوم بود براچی امده تو این خونه در وا کرد

دختر:بله بفرمایید(باعشوه
پارسا:با اشارام کار داریم
دختر:خسته اس نمتونه از جاش بلند شه
اراد:معلوم نیست چی گوه خورده خسته شد
پارسا:ع اراد
دختر:کاریتون خیلی واجبه؟(با دستش با موهاش ور میره)
پارسا:خیلی واجبه
دختر:پس بیاین تو جذاب ها

پارسا اول جلو میره بعد اراد رد میشه به دختر میگ
اراد:زشتتتتت
دختر با عشوه به اتاق رفت ارشارام رو بیدار کرد ک بیاد بعدش امد پیشم نشست هی دست به پام زد

اراد:نکن برو اونور
دختر:مگه چیه
اراد: برووو نکن ایشش
ارشارام امد ک با دیدنش خندم‌گرفت

ارشارام:براچی میخندی
اراد:ببخشید موهاتون

پارسا داشت به ارشارام توضیح میداد موضوع چیه منم با این دختره درگیر بودم هی میومد خودشو به من میچسوبند

اراد:دست برووو
دختر:خیلی جذابی
اراد:عمت جذابه

(اراد داره به دختره لگد میزنه بلند میشه داره فرار میکنه دور خونه میچرخه دخترهم دنبالش)

اراد:یکی اینو از من دور کنه نمخواممم
پارسا:بشین زشته
اراد:نمخوام یکی اینو ازم دور کنه

ارشارام:بیبی برو بخواب
دختره:چشم
دیدگاه ها (۸)

اهوی من پارت ۸۱ ارشارام:من نیاز به تمرکز دارم تا امشب براتون...

اهوی من پارت ۸۲ الیس از پله ها میاد پایین ک ارسلان بدو بدو م...

اهوی من پارت ۷۹ انا رو بغل کردم رفتم تو اشپزخونه دیدم ارسلان...

اهوی من پارت ۷۸(چشامو باز کردم) ک دیدم کنار خیابون با انا اف...

پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط