غرق تمنای تو و غمزه ی سوزان نگاهت شده ام ...

غرق تمنای تو و غمزه ی سوزان نگاهت شده ام ...
محو تماشای رخ و خنجر بران لبانت شده ام ...
خیره به گرداب سیه زلف و شبیخون شده ام ...
بنده ی کردار تو و لطف و صفایت شده ام ...
دیدگاه ها (۱)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

غرق تمنای تو و غمزه ی سوزان نگاهت شده ام ... محو تماشای رخ و...

ای که چشمت خنجر جوشان اشعار من است خالق شعر و غزل در دشت افک...

تصویر تو را در شب مهتاب کشیدمچشم سیه ات با غزلی ناب کشیدمابر...

صبح من رنگ گرفته به پگاهت شده است دل من تنگ و هوایی نگاهت ش...

می رسم من به تو ای روشن فردای دگراین تو هستی که به من داده ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط