حالا ما هی حرفش را می‌زنیم

حالا ما هی حرفش را می‌زنیم
هی تئوری می‌بافیم
هی راه‌کار نشان می‌دهیم
هی ادایش را در می‌آوریم
هی به روی خودمان نمی‌آوریم
هی هی هی..
ولی دل کندن..
یک چیزِ سختِ ناشدنی‌ای است آقاجان
آنقدر راحت به آدم ها نگویید بهتر که تمام شد راحت شدی..
شما که نمی دانید در دلش چه می گذرد!
دیدگاه ها (۱)

[ مگه تو کاتالوگِ من نوشتن ؛" منآسب جهتِ بوسیدن و کنآر گذاش...

[ بعضی وقتآ حس میکنم یه برگِ سرگردونم که خودشو سپرده دستِ بآ...

عروسک‌قصه‌‌ی‌من زخم‌شکسته‌با‌تنتبمیرمت‌شکسته‌دلچه‌بی‌صداست‌‌...

[ هِی شعر نگو ؛لَفظ نیآ ،حرف نزن مَرد !گآهی بغلم کُن ،بغلم ک...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

همکلاسی جدید من P16 جفت دست هات را گذاشتی روی سینه ات قلبت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط