همیشه نام مادر را در حریری از اشک پیچیده اند

همیشه نام مادر را در حریری از اشک پیچیده اند

در انقباض لبها

آنجا که نام مادر آغاز میشود شراب تلخ و غم آلودی چکیده است ،

و در انتهای حنجره

آنجا که در سخت ترین لحظه ها فریاد "مادرم ! "را سر میدهی هوا همیشه بوی دلتنگی میدهد

تمام لحظه هایش پر از نگاههای نگران ، لبهای خاموش ، دستهای خسته و قلب مهربان اوست

با وجود در هم آمیختگی اینهمه عشق

بیخود نیست که

هیچ جا نام مادر بدون بغض ادا نمیشود. . .



حتی وقتی میخواهی بگوئی دوستتدارم ....

حتی وقتی میخواهی بگوئی روزت مبارک....
دیدگاه ها (۸)

خودم خاص....!! رفیقام آس....!! دنیا مال ماس..!! گور پدر اونئ...

فقط... داریـــــــــــــــــــــــــوش

برای خودم زندگیی داشتم شاد و ساده و آزاد تا یک شب که هی حس ...

راه که میروم مدام پشت سرم را نگاه میکنم! دیوانه نیستم... خنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط