خوش به حال تو کبوتر که هوائی شده ای
خوش به حال تو کبوتر که هوائی شده ای
رفته ای سوی خراسان و رضائی شده ای
روی گنبد چه غریبانه نشستی آن شب
ذکر « مولای رضا » زمرمه کردی بر لب
چشمها را به کجا دوخته ای ؟ پنجره فولاد رضا ؟
یا به زیبایی رویا یی ایوان طلا؟
یا به آن کاسه بشکسته سقا خانه
یابه آن جوجه کبوتر که بچیند دانه
یا به آن سمت حرم ، مسجد گوهر شادت
یا به آن خادم جارو کش پر احساسات
یا به آن لحن خوش و پر زغم نقاره
یا به این زائر عاشق که شده آواره
تو نگاهش نکنی کنج حرم می میرد
تو نگاهش بکنی زود شفا می گیرد
رفته ای سوی خراسان و رضائی شده ای
روی گنبد چه غریبانه نشستی آن شب
ذکر « مولای رضا » زمرمه کردی بر لب
چشمها را به کجا دوخته ای ؟ پنجره فولاد رضا ؟
یا به زیبایی رویا یی ایوان طلا؟
یا به آن کاسه بشکسته سقا خانه
یابه آن جوجه کبوتر که بچیند دانه
یا به آن سمت حرم ، مسجد گوهر شادت
یا به آن خادم جارو کش پر احساسات
یا به آن لحن خوش و پر زغم نقاره
یا به این زائر عاشق که شده آواره
تو نگاهش نکنی کنج حرم می میرد
تو نگاهش بکنی زود شفا می گیرد
- ۱۷۶
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط