در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...
گریه کردم، گریه ها هر دم، در آغوشم بگیر ...

ابر دلتنگی کمی لبریز باران ها شده ...
زیر چتر آهسته و نم نم در آغوشم بگیر ...

با همان شرم و حیای ناز و معصومانه ات ...
چشم خود بگذار روی هم، در آغوشم بگیر ...

آنقَدَر دلتنگ تو هستم که وقتی آمدی ...
تو بدون صحبتی ، محکم در آغوشم بگیر ...

گرچه می دانم بعید است انتظارم، لا اقل ...
در درون دفتر شعرم در آغوشم بگیر ...
دیدگاه ها (۱)

من تو را، من دوستت دارم، بفهم!پس مشو اربابِ آزارم، بفهم!من ت...

یلدای مهدوی...شب یلدایم اگر باتو سپر شد یلداستیا اگر این شب ...

گاهی،حتی با شنیدن اسم تو،قلبم تند تند میزنه،بدنم گرم میشه،تو...

گاهی چه دلگیر میشوی از خدا و گاهی چه بی اندازه دلت برایش تنگ...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط