حکایت باران، بی امان است

حکایت باران، بی امان است

ایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــتت مـی دارم ...

شوریده وار و پریشان باریدن ...
بر خزه ها و خیزاب ها
به بیراهه و راه ها تاختن

بیتاب بیقرار

دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن

و تو را به یاد آوردن ...
حکایت بارانی بیقرار است

ایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــتت مـی دارم ...
دیدگاه ها (۸)

...

GOOD Friends are Those WHO Care without Hesitance WHO LOVE...

...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط