وقتی مافیا بود ولی تو

{وقتی مافیا بود ولی تو}
𝖕𝖆𝖗𝖙 7

“ای بابا میخاستم بهش پاستیل بدم نذاشت…. اشکالی نداره خودم میخورم بجاش عصر میبرمش بهترین رستوران توی سئول
حیح .. یام یام چه خوشمزستتت

* هوف خوبه خوبه هیچی نشد… ولی گنا داشت ولش کردم بره بدبخت در هم روش بستم.. اشکالی نداره بهش بعدا زنگ میزنم..

( دینگ دینگ)

*اوهه اونی اومددد
« یا یا سلامممم
* سلام اونیییی
«عایش دختر امروز خیلی افتضاح بود نمیدونم رعیسمون چش شده بود
*…….
ا/ت
احساس واقعا بدی داشتم اینکه دارم به حرفای ناراحت کنندش گوش میدم و با پولش و زحماتش کار خودمو راه میندازم واقعا شرمندم میکرد و این واقعا بد بود..

« یا یا حالت خوبه؟
* اوم نه راستش زیاد اوکی نیستم میرم بخابم
«ببینم تو که فک نمیکنی مزاحم من هستی ؟
* نه…اره احساس میکنم و این خیلی بده واقعا بده اونی منو ببخش من واقعا نمیخاستم بیام پیشتت
«یا ببند دهنتو این چه حرفیه تو کار پیدا کردی و میتونی مستقل بشی ببین برای این که احساس شرمندگی نکنی وقتی خوب کارت جور شد و راه افتادی 2 برابر ش و بهم برگردون باشه؟
* اوم باشه حتما این کار و میکنم… سه برابر برمیگردونم

« باشه باشه من میرم لباسامو عوض کنممم




(ساعت.5:50PM)

(دیلینگ دیلینگ)
* بزار ببینم فک کنم اوپاست
*الو؟
“ اوه اوه خب سلامممم
* سلام اوپا
“ خب آماده شو ا/ت میخام ببرمت یه جایی
* اوکی.. رسیدی زنگ بزن
“ وا….وایسااا چجوری زود قبول کردی؟
* خب چون برام یه آپارتمان لوکس خریدی و من دوست دارم
“اوکی… قلبم داره میاد تو دهنم زود آماده شووووو که دارم میامم
* باشه باشه زنگ بزنی یا
“ راستی لباست مشکی باشه و زیاد تنگ و کوتاه نباشه
* یااااا باشههههه بایی
دیدگاه ها (۱)

{ وقتی مافیا بود ولی تو}𝖕𝖆𝖗𝖙 8* خب خب چی بپوشم که سیاه باشه ...

{وقتی مافیا بود ولی تو}𝖕𝖆𝖗𝖙 9“او او درسته (در ماشین رو باز ک...

لذت ببرید . این فیک رو چون دارم مینویسم یکم دیر به دیر میزار...

{ وقتی مافیا بود ولی تو }𝖕𝖆𝖗𝖙 5* اممممم چه خوشمزتتتت« یاااا ...

part:¹⁵ معاینت کرد...

part29ویو ته درباره سفر که فکر میکنم فکر خوبیه برای خواستگار...

Part:196لورا : ب...باشه..س...سو..بینالکس : نوچ خانوم سوبین ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط