بگذار ترکم کنند...
بگذار ترکم کنند...
بگذار بخواهم و نشود...
بگذار دیگر فرقے بین شب و روزم نباشد....
بگذار جا خوش کنند...
دستانم رو بہ آسمان....
بگذار آرزویم برآورده نشده بماند...
بگذار اشک شوم دریا دریا ببارم ....
بگذار درد شوم....
بگذار جاے زخمهایم باقے بماند....
بگذار تنها بمانم و با سکوتے تلخ غروب هایم را بگذرانم....
بگذار دنیا هرچہ مےخواهد سرم بیاورد....
من.....اما تحمل میکنم....
چون "خدایم "را دارم...
"خدایے کہ چوبش صدا ندارد"..
بگذار بخواهم و نشود...
بگذار دیگر فرقے بین شب و روزم نباشد....
بگذار جا خوش کنند...
دستانم رو بہ آسمان....
بگذار آرزویم برآورده نشده بماند...
بگذار اشک شوم دریا دریا ببارم ....
بگذار درد شوم....
بگذار جاے زخمهایم باقے بماند....
بگذار تنها بمانم و با سکوتے تلخ غروب هایم را بگذرانم....
بگذار دنیا هرچہ مےخواهد سرم بیاورد....
من.....اما تحمل میکنم....
چون "خدایم "را دارم...
"خدایے کہ چوبش صدا ندارد"..
- ۵۷۳
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط