#مافیا_عزیز_من

#مافیا_عزیز_من
#Part4
میرید سر میز ولی هنوز غذا آماده نیست فلیکس داد میزنه پس غذا کو؟!

ذهن ت.و: فکر کنم عصبیه.

ت.و: اممم کاری کردم؟! آخه اعصبانی هستی...

فلیکس: معلومه که نه دفعه ی پیشم گفتم نمیتونم از دستت عصبی باشم قشنگم.

ذهن ت.و: قشنگم؟! آآآآ ولش کن شاید خیلی با ملاحضه است.

غذا رو میارن و روی میز میچینن.

فلیکس: خودت میخوری یا.........

ت.و: میدونم عصبی میشی ولی واقعا میل ندارم.

فلیکس: پس خودم بهت غذا میدم.

ت.و: آخه.........

فلیکس: هیسس دهنتو باز کن.

و یه قاشق پر از غذا رو میده بهت. تو هم مجبور میشی بخوری.

بعد از اینکه غذا تموم شد فلیکس دستتو میگیره و میبرتت سمت اتاق.

ت.و: چیکار میکنی؟!

فلیکس: از امروز مال من میشی.

ت.و: چییی؟!

فلیکس: همون طور که گفتم عاشقتم و میخوام باهات ازدواج کنم. امروز روز عروسیه نمیخوام عصبانی باشم پس دختر خوبی باش.

ذهن ت.و: من نمیتونم باهاش ازدواج کنم ولی به نظر پسر خوبی میاد درسته اون مافیاست ولی اون مافیا منه.

فلیکس: برات وقت گرفتم که بری لباس عروس و آرایش و مدل موت رو آماده کنی. ولی به نظرم تو بدون آرایش بی نقص تری.

ت.و: کِی؟!

فلیکس: پس قبول کردی. 😏

ت.و: اِممممممم حالا

فلیکس: فعلا کارت دارم وقتش شد خودم میبرمت.

ت.و: چی کار؟!

فلیکس: میفهمی.

دستش رو دور کمرت حلقه کرد و آروم در اتاق رو باز کرد تو رو به سمت تخت هل داد.

فلیکس: نترس کاریت ندارم فقط میخوام بغلت کنم.

وقتی خواببیدید رو تخت آروم تو رو بغل کرد و گفت میدونستم مال خودم میشی.

ذهن ت.و: حس عجیبیه نمیدونم ولی فکر کنم واقعا عاشقش شدم.

فلیکس:..................

خوشگلا من دارم زحمت میکشم لطفا حمایت کنیددددددد🥹💗
دیدگاه ها (۲)

خوشگلا ادیت زدم ببینید خوب شده... 🫶🏻💗🥹🌕

#مافیا_عزیز_من#Part3همه رو بیرون میکنه. گوشیش زنگ میخوره و ت...

#مافیا_عزیز_من #Part2فلیکس: الان میخوام بگم میز غذا رو آماده...

#تکپارتی#درخواستیوقتی خواهر ۱۴ سالشی و قصد خودکشی داریاز مدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط