غ

غ

هه آلزایمـــر بهتریـــڹ راهہ ڪ دارمـ میگیرمـ

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده 

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، 

تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم 

در حسرت چشمهایت هستم ، 

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده 

در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، 

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
دیدگاه ها (۱)

اگر خواستی انسانی را بشناسی، به گفته هایش نه به نگفته هایش ...

عزیزانِ زندگی‌ام را نه در قلب‌خود نه درذهن خود دوست می‌دارم ...

✘بیزارم از دنیایی که✘↭شکستڹ شیشه ی↭♜خونه همسایه جرمه♜★ولی شک...

My professor Part:67 گاهی نگاهمون به هم گره میخورد اما چشماش...

gray with the blue eyes P²

پارت ۳۷:مرور خاطرات(تهیونگ)بعد از مهمانی خواستم سولار رو آرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط