گفته بودی که چرا محو تماشای منی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

"فریدون مشیری"
دیدگاه ها (۳)

this little bag This little bag I hope will proveTo be not...

شب خوش خورشید باید سهم من از دنیا باشی

راه بکش به سمت چکاوک بیقرار دل منزود ِ زود بیا

Living next to you makes sense

گفته بودی که چرا محو تماشای منی وانقدر مات، که حتی مژه بر هم...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟آن‌چنان مات که یک‌دم مژه ب...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط