این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده: مسافرکش بدو

این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده: مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه : آقا منو میشناسی ؟ راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه شما ؟ مسافر مرد میگه : من عزرائیلم. راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه از ترس فرار میکنه! بعد زن و مرده با هم ماشینو میدزدن..ب افتخار ایرونیا ک تو دزدی دست همه دنیا رو از پشت بستیم!!
دیدگاه ها (۶)

این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده: مسافرکش بدون م...

ﻣﺘﻦ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ ﭘﺮﻭﯾﻦ ﺍﻋﺘﺼﺎﻣﯽﺁﻧﮑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﯿﻪ ﺍﺵ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﺍﺳﺖﺍﺧﺘﺮ ﭼﺮﺥ ﺍ...

تو ميوه هاي که پایین نوشته هر كدوم بيانگر يه شخصيتن،... اول ...

پس چرا من عاشق نمیشم؟!!!!-این چه وضعشه؟!!هاااا..

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

خنده ی ممنوعه.

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

رمان به دنبال هم...

My professor Chapter:2Part:75جونگ‌کوک:اونوقت تو به جای اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط