یه خودکار یه کاغذ یک مغز مشغول

یه خودکار یه کاغذ یک مغز مشغول
یه دنیا و کلی بغض یه عالمه درد
یه بی معرفت در لباس عشق یه عالمه سوال؟؟
یه اتاق و اهنگ جواد یساری منم روزی روزگاری داشتم و یه دل شکسته
یه بدن زخمی و یه جایی سیگار رو دل و یه شمع تمام شده
کلی حرف و یه جوان پیر و یه آدم که درکش نکرد
یه عالمه انتظارات و یه پسر ناتوان و یه دختر پر انتظار
یه خدا و یه زندگی و یه عالمه تنهایی
یه زندگی و یه آرزوی مرگ مرگ مرگگگگگگگ...


http://line.me/ti/p/~sokoettalkh
دیدگاه ها (۴)

پروانه نبودم که دور شمع گیج بخورم و بسوزم اما سوختم درخت نبو...

شماره ۷۸غایب زندگی

داستان از جایی شروع میشه که جواد و نسرین توی چت روم با هم اش...

داستان از جایی شروع میشه که جواد و نسرین توی چت روم با هم اش...

همه چی مثه قبلناست من؛همونم هنوز که هیچکی توی تنهایی؛نبوده پ...

×قسمت اول× -مامان...امشب میریم خونه عزیزاینا؟!-اره مامان جان...

فصل هفتم..اون دوتا همچنان باهم صحبت می کردن که علی هم رسید ....

پارت اخر....((سلام من جینم))ات((ببخشید ولی نمیشناسمتون شما؟)...

دستمو از روی چشمم برداشتم+چیکار کردی!!!- گفتم با پدر آوا حرف...

تمام زندگی من "مقدمه نویسنده: این داستان و رخدادهای آن براسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط