شهید رستمعلی آقاباباپور

شهید رستمعلی آقاباباپور
نامه‌ای‌دردناک بعد از شلیک گلوله سیمینوف‏

در هشتمین روز کمین، گلوله تک تیرانداز نشست وسط دو اَبروی رستمعلی و پیشانیش را شکافت.

صدای یا زهرایش بلند شد و مغزش پاشید روی تنم و کیسه های کمین، با پشت سر آرام نشست روی زمین، سریع عکس گرفتم، به سه ثانیه نکشید که شهید شد.

ناگهان از توی کانال یک نفر داد زد که رستمعلی نامه داری

فرمانده نامه را گرفت و باز کرد، از طرف همسرش بود : رستمعلی جان، امروز پدر شدی

وای ببخشید من هول شدم، سلام
عزیزم، نمیدونی چقدر قشنگه، بابا ابوالقاسم اسم پسرت رو گذاشته مهدی، عین خودته، کشیده و سبزه، کی میای عزیزم ؟

از جهاد اومده بودن پی ات، می خوان اخراجت کنن،
خنده ام گرفته بود.‏ مگه نگفتی بهشان که جبهه ای ؟ تهدید کردند که به خاطر غیبت اخراج شدی، مهم نیست، آمدی دوباره سر زمین کار می کنی، این یه ذره حقوق کفاف زندگی مان را نمی دهد، همان بهتر که اخراجت کنند.

عزیزم زود برگرد، دلم برایت تنگ شده ...
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

اللهم عجل لولیک الفرج غیر از تو مرا دلبر و دلدار نباشددل نیس...

حاج قاسم همیشه می گفت :اگر روزی دیگر لایق این نباشم که برای ...

تولد تان مبارک ای شهیدان خدایی جهت تعجیل در فرج آقا امام زما...

انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق...ما یار ندیده تب معشوق کش...

ادامه ی داستان پیرزن پارت 2:ناگهان صدای زنگ درب خانه به گوش ...

فرمانده ی زخمییوجین: تیر هارو پرت کنینهجومی از تیر بر سر سپا...

«شیطون کوچولوی من»۹ویو آنا: نمی‌تونستم گریم رو کنترل کنم ، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط