ببینمت…

ببینمت…
گونه هایت خیس است…
بازبااین رفیق نابابت…
نامش چی بود؟
هان!
باران…
بازبا“باران”قدم زدی؟
هزاربارگفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها…
همدم خوبی نیست برای دردها…
فقط دلتنگی هایت راخیس وخیس وخیس ترمیکند…
دیدگاه ها (۶)

شبتون خوش چطورین

خدايا تمامش کن ديگر!!!من ازحمل اين جنازه هوشيار بيزارم....!!...

مثلأ.. سلام تازه بیدار شدم

ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﻮﻧﯽ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﺑﺎﺧﺘﻢ ﺣﺎﺝ ﺍﻗﺎ ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘ...

تک پارتی

رمان:خطوط پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط