میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن

میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن
دلبری کن از من و امشب برایم ناز کن
مانده ام پشت در دروازه ء چشمان تو
رحم کن امشب بیا در را برویم بازکن
من به شوق تو به پرواز آمدم در آسمان
بال بگشا سوی من امشب تو هم پرواز کن.
دیدگاه ها (۱)

این شعر غزل نیست,شراب است,بنوششاین قافیه مست است وخراب است ب...

خطایت هر چ بود آدم..... ب جرم سیب دزدیدن تورا از خویش پر داد...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمیتنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی ه...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

فردا فردا کردن

عاشقانه های شبنم

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و ...

میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و ...

میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط