واژه هـا امشـب بگیریـد دسـت مـن

واژه هـا امشـب بگیریـد دسـت مـن
مــن نمی دانم چــه بنـ ویسم از او
او کــه امشب می گذارد
پــا بــه چشمـان زمیـــــن
دیدگاه ها (۴)

دیشب سحر هر آن کسگوش دلش را وا کردهمراه آسمان هاو ان یکاد خو...

دیشب که پا بر دیده دنیا نهادی قدری ز مهتاب رخت بر ما ندادیما...

دو قدم مانده فقطبه طلوع رخ توشب میلاد تو رابه کف صفحه دلبه چ...

عرش حق آیینه بندان می شودمثل فردا شب دگر جسم زمانعاشقانهصاحب...

نمی‌دانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت...که عاقل سمت چشمت می‌...

دلتنگ توام،تا شادمانه مرا ببینندشاخه هابه شکل نام تو سبز می ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط