ادامه ....
ادامه ....
یوری : نه لباست نه فقد پیراهنت چطوره؟
جیمین نرم خندید یوری باز هم از روی تخت بلند شد سپس همراه با کمک های کن جیمین پیراهنش را کشید سپس پیراهن تمیز را پوشید ..
یوری همچنین دستپاچه دستی به شلوار پشت اش کشید و آروم گفت
یوری : برم صبحونه آماده کنم نمیدونم بیرون . کی بیداره کینیست
جیمین مات نگاش کرد ... و یوری با گام های سریع ازش دور شد ... لبخند ای پشت در زد سپس لبش را گزید و با حس گرمایی به سمت اتاقش را تا بلکه لباس مرتبط و تمیز بپوشه ...
یوری : نه لباست نه فقد پیراهنت چطوره؟
جیمین نرم خندید یوری باز هم از روی تخت بلند شد سپس همراه با کمک های کن جیمین پیراهنش را کشید سپس پیراهن تمیز را پوشید ..
یوری همچنین دستپاچه دستی به شلوار پشت اش کشید و آروم گفت
یوری : برم صبحونه آماده کنم نمیدونم بیرون . کی بیداره کینیست
جیمین مات نگاش کرد ... و یوری با گام های سریع ازش دور شد ... لبخند ای پشت در زد سپس لبش را گزید و با حس گرمایی به سمت اتاقش را تا بلکه لباس مرتبط و تمیز بپوشه ...
- ۱۴.۳k
- ۲۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط