ادوارد هشتم بزرگترین پادشاهی جهان را داشتاو به هشتاد و چ
ادوارد هشتم بزرگترین پادشاهی جهان را داشت،او به هشتاد و چند سالگی فکر می کرد !
هشتاد و چند سالگی...
وقتی هرچیز معنای واقعی خودش را پیدا می کند.
جای چشم زیبا را نگاه می گیرد
جای لب های غنچه را لبخند
جای دست ها را نوازش و جای پاها را هیچ چیز پر نمی کند.
ادوارد هشتم پادشاهی بریتانیا را رها کرد،برای بودن با زنی که نمی توانست ملکه شود !
جای کاخ های لندن را،اتاق او گرفت
جای ثروت اسکاتلند را،لبخند او
جای سفرهای دور و دراز را،قدم زدن با او
جای مجلل ترین رستوران ها را،یک فنجان چای با او
تا به حال به هشتاد و چند سالگی فکر کردی؟
اگر پیر شوی و نباشد...
جای همه چیز خالیست …
خالیه خالی !
روزبه معین
هشتاد و چند سالگی...
وقتی هرچیز معنای واقعی خودش را پیدا می کند.
جای چشم زیبا را نگاه می گیرد
جای لب های غنچه را لبخند
جای دست ها را نوازش و جای پاها را هیچ چیز پر نمی کند.
ادوارد هشتم پادشاهی بریتانیا را رها کرد،برای بودن با زنی که نمی توانست ملکه شود !
جای کاخ های لندن را،اتاق او گرفت
جای ثروت اسکاتلند را،لبخند او
جای سفرهای دور و دراز را،قدم زدن با او
جای مجلل ترین رستوران ها را،یک فنجان چای با او
تا به حال به هشتاد و چند سالگی فکر کردی؟
اگر پیر شوی و نباشد...
جای همه چیز خالیست …
خالیه خالی !
روزبه معین
- ۲.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط