پنجشنبه ها کلنگ را برمیدارم به آرامگاهِ ابدیِ خاطرات میرو

پنجشنبه ها کلنگ را برمیدارم به آرامگاهِ ابدیِ خاطرات میروم گوری عمیق میکنم کفن می پوشم دق میکنم وچشمانم رانصفه ونیمه میبندم شایدآمدی؛وآمدنت یعنی به اندازه یک فاتحه فرصت دیدنت را خواهم داشت
دیدگاه ها (۱)

گفتـــ منتظـر بمان خواهد آمـد ...منتظـر نمانـدم او هم نیامـد...

آخهیچ دلم نمیخواهد زن باشمهی منتظر باش..منتظر باش..منتظر باش...

وهیچ کس نمیدانست نام آن کبوتر غمگین که از قلبها گریخته ایمان...

چه زیبا نقش بازی می کنیم؛و چه آسان در پشت نقاب هایمانپنهان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط