HIDDEN LOVE

HIDDEN LOVE
part۷
جونگکوک:هه دزدین ورقه های قرار داد انداختن به گردن کسی که دوسش دارم به چشم اومدنه؟؟(داد)
یون سوک:اره من کردم نمیخوام کسی به جز من به چشمت بیاد(داد)
جونگکوک:(سیلی) خفه شو از عمارت من گمشو
ویو بورام:داشتم از ضعف چشمام سیاهی میرفت یدونه پنجره کوچیک بود
با پام زدم شکوندمش نتونستم کسی رو صدا بزنم دیدم بادیگارد ها اومدن
مرد:هییی میدونی از حقوق ما ها کم میکنن(لگد زدن به شکمش)

دیگه صداهاشون رو نشنیدم و سیاهی....
شرایط:۴ تا لایک
۳ تا کامنت
دیدگاه ها (۳)

HIDDEN LOVEPart8ویو جونگکوک:بدو بدو رفتم سمت زیر زمین لعنتی ...

HIDDEN LOVEPart9بورام:تو فکر میکنی من الان میگم که اره منم ع...

HIDDEN LOVEpart6ویو بورام:یهو یه چیزی نوک پام حس کردم دیدم ی...

#لاس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط