چندپارتی

#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part⁴
.
.
.
.
.

ویو ا.ت
وسایلم رو داشتم میزاشتم توی کیفم که نماینده اومد سمتم و بهم گفت"بیا بریم مدرسه رو میخوام نشونت بدم" لبخندی زدم و قبول کردم که مدرسه رو نشونم بده
با نماینده رفتیم از کلاس بیرون و اون تقریبا کل مدرسه رو نشونم داد. میخواست بره که پشت مدرسه رو هم نشون بده که بهش گفتم "راستی اسمت چیه؟"
"اسمم رو بهت نگفتم؟"
(تاکید با سر)
"آها...من هانا هستم"
"اسم قشنگی داری هانا"لبخند
هانا هم لبخند زد و رفتیم جلو که بهش گفتم "مگه کل مدرسه رو نشونم ندادی؟"
"نه خب راستش... جایی که الان داریم میریم پشت مدرسه اس که خب معمولا کسایی که برای بچه ها قلدری میکنن میان اینجا"
"جدی؟"
"اوهوم"

ویو لینو
با اکیپم پشت مدرسه بودیم و داشتیم سیگار می‌کشیدیم که دونفر رو یکم دورتر از خودمون دیدم که داشتن باهم حرف میزدن سیگارم رو انداختم روی زمین و با پای سمت راست لهش کردم و سمت اون دوتا رفتم "هی...شما دوتا!"
(علامت لینو+علامت ا.ت_ علامت هانا×)
+اینجا دارین چیکار میکنین؟
×هیچی فقط داشتم مدرسه رو نشونش میدادم(با یک لبخند پر از ترس)
هانا میخواست دست ا.ت رو بگیره و ببره که به ا.ت گفتم
+تو همون دختره ای نیستی که امروز صبح توی راهرو به هم برخوردیم؟
_اولا دختره نیستم اسم دارم دوما که چی؟
×هی بیخیال بیا بریم دیگه
_مرسی که مدرسه رو نشونم دادی الان اگه میخوای بری برو
هانا میخواست مخالفت کنه ولی از ترس اینکه من و اکیپم براش قلدری کنیم رفت. داشتم به رفتنش نگاه میکرم که سرمو برگردوندم طرف ا.ت که اخم کرده و داره به من نگاه میکنه
+از من نمیترسی؟
_دلیلی برای ترسیدن از تو ندارم(با یک پوزخند)
+پس خودت خواستی
به اکیپم گفتم که ا.ت رو ببرن و حسابی کتکش بزنن جوری که دیگه جرات نکنه جواب منو بده

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part⁵.....ویو ا.تداشتم ...

#چندپارتی #لینو #استری_کیدز {My enemy}part⁶.....ویو ا.ت دیگه...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part³.....ویو ا.ت رفتم ...

#چندپارتی #استری_کیدز#لی‌نو{My enemy}Part².....ویو ا.ت ساعت ...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط