دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده

برای شیطنت های بی وقفه،بی خیالی هر روزه،

ناز و کرشمه ی من وآیینه

خنده های بلندو بی دلیل،

برای آن احساسات مهار نشدنی…

حالا اما…

دخترک حساس و نازک نارنجی درونم

چه بی هوا این همه بزرگ شده..

چه قدی کشیده طاقتم..

ضرب آهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند…!

چه شیشه ای بودم روزی،

حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم،

به سنگ شدن می اندیشم

اینگونه اطمینانش بیشتر است!!!

جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را قهوه های تلخ و پر سکوت امروز گرفته است.

این روز ها لحن حرف هایم آنقدر جدی شده که خودم هم از خودم حساب میبرم..
دیدگاه ها (۱)

خسته نباشی.....

خخخخخ

ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻟﺤﻈﻪﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺳﯽ ﻭﺟﻮﺭﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﯼﮐﻪ ﺣﺘﯽ...

ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ...ﺳـــــــﺨﺖ ﺍﺳﺖ ...ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﮐﻪ...ﻏــ...

دخترک غمگین زل زد به شیشه در دستش در فکر‌ فرو رفت یک شب پر ا...

نگاه تیز مانند همراه با یک زره با بهت بگم شیطونی زل زد به دخ...

این ساحلِ آرام، پناهِ جانِ من استبا هر نفس کشیدن، نامِ او بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط