چنان دل بسته ام کردی...

چنان دل بسته ام کردی...
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد
دیدگاه ها (۱)

از همه غم انگیز تر ؛زمانی است که کسی که دوستش داری ﻫﯿﭻ ﺗﻼﺷﯽ ...

دلَم کمی خاطره ساختن با تو میخواهددلم کمی دست هایت را...چشم ...

سودای دلنشینِ نخستین و آخرینعمرم گذشته است و توام در سری هنو...

بعضی کارهامردونه است! هرکسی نمیتونهمثلِ دوست داشتنِ یک زن.

.... داشتم به گل چشم غره میرفتم و فاک نشون میدادم.... سرمو ا...

آورده خبر راویکو ساغر و کو ساقی؟دوری به سر آمد..از او خبر آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط