نفهمیدم. اما گمانم زندگی چیزی نیست که آدم بتواند بفهمد. ه

نفهمیدم. اما گمانم زندگی چیزی نیست که آدم بتواند بفهمد. همه‌جور زندگی هست، و گاه طرف دیگر تپه سبزتر به نظر می‌رسد. چیزی که برایم مشکل‌تر از همه است، این است که نمی‌دانم این‌جور زندگی به کجا می‌کشد. اما ظاهرا آدم هرگز نمی‌فهمد، صرف‌نظر از این‌که چه‌جور زندگی کند. به‌هرحال چاره‌ای جز این احساس ندارم که بهتر است چیزهای بیشتری برای سرگرمی داشته باشم.
زن در ریگ روان
کوبه آبه
دیدگاه ها (۱)

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقه ی پشمینه بین...

اینم کبابها جای همه خالی . زردچوبه با فلفل سیاه با ادویه بهش...

دلم آشفته آن مایه ی ناز است هنوزمرغ پر سوخته در پنجه ی باز ا...

شبتون رویایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط