فرمانده من

فرمانده من
پارت اول....
تهیونگ"

تهیونگ.... تهیونگ بیا برو سرکارت دیر میشه جیمین پایین منتظره

تهیونگ" چشم مادر الان میرم

مادر تهیونگ" خدا عاقبتمان بخیر کنه ۳۰ سالته ولی هنوز بچه ایی من باید بیدارت کنم

عجله ایی حاضر شدم رفتم پایین

جیمین" سلام فرمانده چه عجب اومدی پایین بریم؟

تهیونگ" آه جیمین اه کمتر غر بزن همش پنج دقیقه دی امدم .....بریم

به پایگاه که رسیدیم همین که داخل دفتر شوم یه نفر اومد گفت که ژنرال کارم داره باید برم پیشش
هوف هنوز بزار دودقیقه از آمدنم بگذره بعد صدام کنین

همون یه نفر"قربان .. ژنرال گفتن در اثرع وقت پیششون برین

تهیونگ"باشه
رفتم از جیمین خدافظی کردم مث همیشه گفت پیش. ژنرال آدم باش بی ادب منم خندیدم و بهش گفتم کمتر رو مخ باشه

وقتی ژنرال صدام میزنه یعنی یه ماموریت برام پیدا شده من باید برم

رفتم اتاق ژنرال
ژنرال" ماموریت جدیدی داری

تهیونگ"هنوز اون قبلی جاش مونده تن و بدنم درد مکنه نمیشه نرم

ژنرال" نه ته این ماموریت نسبت به قبلی خیلی مهم تره حالا هم بشین تا اطلاعاتی درموردش بهت بدم


نشستم رو یکی از صندلی ها


تهیونگ" بفرمایید بگین


ادامه دارد.....

بنظرتون ماموریتش در مورد چیه؟
چرا نسبت به ماموریت قبلی خطرناک تره ؟
بنظرتون ژنرال کیه تهیونگ میشه که انقد خودمونی حرف میزنن؟

به قلم ta_ta
دیدگاه ها (۸)

از الان فیک بعدی و معرفی میکنم و از فردا آپلودش میکنم(فرماند...

پارت اخر....((سلام من جینم))ات((ببخشید ولی نمیشناسمتون شما؟)...

عاشقان حسود پارت ۹ اجوما : او .. پسرا اومدین ... بیاین سر می...

دنیای دیگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط