بعد چن سال اتفاقی دیدمت

بعد چن سال اتفاقی دیدمت
انگار یکی پاهامو بند زد
با یه بچه رد شدی
که خیره شد به من یه لبخند زد
اتفاقی دیدمش
چه قد شبیه تو مثله ماهه
سهم من سکوتو ادامه ی مسیرو این راهه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ | تصمیم غیرمنتظرهجونگ‌کوک و مدیر پرورشگاه توی دفتر نش...

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

...پارت اول...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

....پارت شونزهم....

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط