شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی

آوای تو می خوانَدَم از لایتـناهی

آوای تو می آرَدَم از شوق به پرواز

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی

امواج نوای تو به من می رسد از دور

دریایی و من، تشنه ی مهرِ تو، چــو ماهی

دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست

من سرخوشم از لذتِ این چشم به راهی..
دیدگاه ها (۳)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می خوانَدَم از ...

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهیآوای تو می خواندم از لای...

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی،آوای تو می خوانَدَم از ...

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهیآوای تو می خوانَدَم از ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط