‌یک روز صبح دستت را میگیرم

‌یک روز صبح دستت را میگیرم
میبرم یکجا
که دست هیچ کس به خلوتمان نرسد
آن وقت من می‌مانمُ
غزلِ لب‌هایِ تو
و یک دنیا سکوت...


#ریحانه_تحویلی
دیدگاه ها (۱)

جز تو کهواژه واژه‌یِ منظومه‌ام شدی،یک به یک گریختند،همه از م...

به قدر خوردن یک چایِ تلخبا من باشکه تلخ باتو عزیزم هنوز شیری...

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب... #فریدون_مشیری

تو که می‌خندی هر جای سال باشد دوباره شکوفه‌ها شروع می شود خی...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

هرروز به شوق تو بهانهدست خورشید می دهمتا بیدارم کند من تمامل...

«کیس مارک» **#درخواستی #تک پارتیصدای الارم اتاق را گرفت زود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط