سناریو بلولاک/قفل آبی ....
سناریو بلولاک/قفل آبی ....
موضوع : اگه برقا بره 😀🤝🏻🎀
ایساگی ( عه این مظلومه ) : میرینه خودش و به تو میچسبه
باچیرا ( زنبور کوچولوممم ) : سرت کرم میریزه تو هم سرش کرم میریزی
ایگو : ایشون خودش برق تمامه بلولاک رو برد تا واکنش همه رو ببینه 💅🏻💅🏻💅🏻.
پابلو کاواسوز ( بچه کک مکیه خودمهههه 🔪🎀 ) : میترسههههه 😭🎀
رین ( برادر یخچاللل علیعععع ) : مثل داداشش 🗣🎀
سائه ( یخچال علییییع ) : به کیرشم نی
ناگی ( کوالا مناطق بلولاک ) : میخوابه .. تو رو هم می خوابونه
چیگیری (پرنسس باربی مناطق بلولاک ) : ایششششش دیگه چشم نمیبینه .. نمیتونم موهامو شونه کنمممم 💅🏻💅🏻💅🏻💅🏻
کایزر ( ذذی خشن ، اصلااا اوففف ) : لبخند نورا کش میزنه و با نهایتتتتت اعتماد به نفس میگه : درسته برقا رفته وقتی من خوده روشناییم
هوگو ( عه حماله لوکی ) : ایشون مثل همیشه اون کتاب سفیدشو در میاره و نگاه اون می کنه....
لوکی ( عه زنه هوگو ) : در باره تکنیک هاش باهات حرف میزنه و پز میده
شیدو : می کنت_
رئو : ایشون انقدر پول داره که میتونه تمام اداره برق رو بخرهههه 💅🏻💅🏻💅🏻💅🏻
یوکیمیا ( شوهرممم ) : آرومت می کنه و باهم حرف میزنین تا وقتی برقا میاد
هیوری ( گیمره خودمه ) : باهم بازی می کنین 😭🎀
اوتویا ( نینجا کوچولومم ) : مثل آیکو....
کاراسو : مسخره می کنه ... چون از تاریکی میترسی
بانی : بچم حواسش بهت هست و نمیزاره بترسی ...
چارلز : باح باح ... میبینه برقا رفته و فرصت هایه کرم ریزیه بیشتر... روت کرم میریزه و می ترسونت
نس : م....م...م...من میترسمممممم من کایزرمووو میخوامممم...
بعد میبینه تو ناراحت میشی که همش به کایزر توجه می کنه ... میاد تو بغلت میخوابه 😭😭😭😭🎀 .
آیکو : میبینه ترسیدی... بعد پوزخند میزنه و باهات لاس میزنه
سندو : این هولللل عکس از دخترای هالیوودی داشت و وقتی که برق نبود نگاه اونا میکرد......
موضوع : اگه برقا بره 😀🤝🏻🎀
ایساگی ( عه این مظلومه ) : میرینه خودش و به تو میچسبه
باچیرا ( زنبور کوچولوممم ) : سرت کرم میریزه تو هم سرش کرم میریزی
ایگو : ایشون خودش برق تمامه بلولاک رو برد تا واکنش همه رو ببینه 💅🏻💅🏻💅🏻.
پابلو کاواسوز ( بچه کک مکیه خودمهههه 🔪🎀 ) : میترسههههه 😭🎀
رین ( برادر یخچاللل علیعععع ) : مثل داداشش 🗣🎀
سائه ( یخچال علییییع ) : به کیرشم نی
ناگی ( کوالا مناطق بلولاک ) : میخوابه .. تو رو هم می خوابونه
چیگیری (پرنسس باربی مناطق بلولاک ) : ایششششش دیگه چشم نمیبینه .. نمیتونم موهامو شونه کنمممم 💅🏻💅🏻💅🏻💅🏻
کایزر ( ذذی خشن ، اصلااا اوففف ) : لبخند نورا کش میزنه و با نهایتتتتت اعتماد به نفس میگه : درسته برقا رفته وقتی من خوده روشناییم
هوگو ( عه حماله لوکی ) : ایشون مثل همیشه اون کتاب سفیدشو در میاره و نگاه اون می کنه....
لوکی ( عه زنه هوگو ) : در باره تکنیک هاش باهات حرف میزنه و پز میده
شیدو : می کنت_
رئو : ایشون انقدر پول داره که میتونه تمام اداره برق رو بخرهههه 💅🏻💅🏻💅🏻💅🏻
یوکیمیا ( شوهرممم ) : آرومت می کنه و باهم حرف میزنین تا وقتی برقا میاد
هیوری ( گیمره خودمه ) : باهم بازی می کنین 😭🎀
اوتویا ( نینجا کوچولومم ) : مثل آیکو....
کاراسو : مسخره می کنه ... چون از تاریکی میترسی
بانی : بچم حواسش بهت هست و نمیزاره بترسی ...
چارلز : باح باح ... میبینه برقا رفته و فرصت هایه کرم ریزیه بیشتر... روت کرم میریزه و می ترسونت
نس : م....م...م...من میترسمممممم من کایزرمووو میخوامممم...
بعد میبینه تو ناراحت میشی که همش به کایزر توجه می کنه ... میاد تو بغلت میخوابه 😭😭😭😭🎀 .
آیکو : میبینه ترسیدی... بعد پوزخند میزنه و باهات لاس میزنه
سندو : این هولللل عکس از دخترای هالیوودی داشت و وقتی که برق نبود نگاه اونا میکرد......
- ۹۰۵
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط