کل خاندانمون نشسته بودن. داییم بهم گفت: تو خیلی دلقکی، با

کل خاندانمون نشسته بودن. داییم بهم گفت: تو خیلی دلقکی، باید بجای میمون، تو رو میفرستادند فضا،
منم یکم اندیشه کردم و گفتم: حلال زاده به داییش میره!
یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه!!!
دیدگاه ها (۶)

توصیه به پدر و مادرها: وقتی بچتون اومد خونه، عطر زده بود و آ...

سلامتی پسری که وقتی با دوس دخترش سوار موتورمیشه کلاه کاسکت ر...

صبح تون بخیر دوستان.لطفا لایک میکنید کامنت هم بذارید حتما به...

اگه دوست داشتید بلایکید

(Start Again)Part10نیم ساعتی گذشته بود که لنا اتاق عمل بود ک...

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥#پارت۲هردومون خندیدیم و من یه پس گردنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط