آمدی قصه ببافی که موجه بروی

آمـــدی قصه ببـافی کــه مـــــوجه بــــروی

در نزن رفته‌ام ازخویش کسی منزل نیست...
دیدگاه ها (۱)

از تحمل کــه گذشتـــم به تحمل خوردمدردم این‌بود که‌از یار خو...

انساندلش میخواهد که درکش کنندبیشتر از آنکه دوستش داشته باشند

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آبدر دلم هستی و بین من و تو ف...

تو عینِ خیالت نیست مـن بی تو چه آشوبمنابــود ش...

پارت ۸هرچی بیشتر میگذشت، اتفاقات عجیب غریب داخل خانه ی سنجو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط