Part⁵
Part⁵
"از زبان شوگا"
ات رو بغل کردم و بردمش حموم و تنش رو شستم؛ اون هلین عوضی رو آدم میکنم تا روی عشق من دیگه دست بلند نکنه؛ کاری میکنم تا به غلط کردن بیوفته؛ الاهی بمیرم نگا بدن فرشتمو چیکار کرده کبود کبوده. از حموم آوردمش بیرون و بدن و سرش رو خشک کردم و لباس هاشو تنش کردم و بوسه ای به سرش زدم
+ شوگا لازم نیست انقدر مراقبم باشی
_ چرا چرا لازمه تو فقط زنم نیستی تو دلیل زنده بودن منی نفسم دلم آتیش میگیره اینجوری ببینمت
+ توهم همه کس منی ددی
_ ذوق کردم، رفتم براش پماد آوردم و زدم به دستاش و پهلوش
+ مرسی پیشی من
_ خواهش میکنم نفسم حالا بگیر بخواب
+چشم
از زبان نویسنده(خودم): شوگا و ات خوابیدن ولی شوگا منتظر بود صبح بشه تا انتقام عشقش رو بگیره...عررر(شوگا: زهر ماررر من: نزار زنتو تو فیک بکشم هااا شوگا: در واقعین که زنم نیست پس بکش به عنم ات: پس منو بکشه هااا)
"ویو فردا صبح"
_ ات هنوز خواب بود. رفتم لباسمو پوشیدم و حاضر شدم که برم خونه مامان و بابام؛ بوسه ای به سر ات زدم و سوار ماشین شدم و رفتم؛ زنگ در رو زدم و مامانم باز کرد(علامت مامانش• علامت باباش*)
•سلام پسرم
*سلام پسرم چیشده اومدی؟
_ سلام مامان سلام بابا؛ دیشب هلین روی ات دست بلند کرده و الان بدن ات خیلی بد کبوده؛ هلین خونه خودشه یا اينجاست الان؟
*چییی؟؟ غلط کرده رو عروسم دست بلند کردههه
•پسرم خونهاس ولی اینجا نه خونه خودشه
_ باسه ممنونم؛ بدون مکثی راه افتادم سمت خونش تا اینکه رسیدم.
رفتم در زدم که درو باز کرد
'سلامممم ددی
زدم تو صورتش؛ اومدم تو خونه و پرتش کردم زمین
'ایییی شوگا چیکار میکنییی؟؟
"از زبان شوگا"
ات رو بغل کردم و بردمش حموم و تنش رو شستم؛ اون هلین عوضی رو آدم میکنم تا روی عشق من دیگه دست بلند نکنه؛ کاری میکنم تا به غلط کردن بیوفته؛ الاهی بمیرم نگا بدن فرشتمو چیکار کرده کبود کبوده. از حموم آوردمش بیرون و بدن و سرش رو خشک کردم و لباس هاشو تنش کردم و بوسه ای به سرش زدم
+ شوگا لازم نیست انقدر مراقبم باشی
_ چرا چرا لازمه تو فقط زنم نیستی تو دلیل زنده بودن منی نفسم دلم آتیش میگیره اینجوری ببینمت
+ توهم همه کس منی ددی
_ ذوق کردم، رفتم براش پماد آوردم و زدم به دستاش و پهلوش
+ مرسی پیشی من
_ خواهش میکنم نفسم حالا بگیر بخواب
+چشم
از زبان نویسنده(خودم): شوگا و ات خوابیدن ولی شوگا منتظر بود صبح بشه تا انتقام عشقش رو بگیره...عررر(شوگا: زهر ماررر من: نزار زنتو تو فیک بکشم هااا شوگا: در واقعین که زنم نیست پس بکش به عنم ات: پس منو بکشه هااا)
"ویو فردا صبح"
_ ات هنوز خواب بود. رفتم لباسمو پوشیدم و حاضر شدم که برم خونه مامان و بابام؛ بوسه ای به سر ات زدم و سوار ماشین شدم و رفتم؛ زنگ در رو زدم و مامانم باز کرد(علامت مامانش• علامت باباش*)
•سلام پسرم
*سلام پسرم چیشده اومدی؟
_ سلام مامان سلام بابا؛ دیشب هلین روی ات دست بلند کرده و الان بدن ات خیلی بد کبوده؛ هلین خونه خودشه یا اينجاست الان؟
*چییی؟؟ غلط کرده رو عروسم دست بلند کردههه
•پسرم خونهاس ولی اینجا نه خونه خودشه
_ باسه ممنونم؛ بدون مکثی راه افتادم سمت خونش تا اینکه رسیدم.
رفتم در زدم که درو باز کرد
'سلامممم ددی
زدم تو صورتش؛ اومدم تو خونه و پرتش کردم زمین
'ایییی شوگا چیکار میکنییی؟؟
- ۶۲۲
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط