A love that begins with jealousy ✨
A love that begins with jealousy ✨
part24:
ویو شب:
جیهوپ: ات به خاطر اینکه دوروز دیگه کنسرت داریم، استرس داره، امشب میبرمش به رستوران مورد علاقش به نظرم خوبه. یه اتیش بازیه کوچیکم انجام میدیم محشر میشه😊
جیهوپ میره سمت اتاق ا-ت..
ات:.............
تق... تق
ات: بله...
جیهوپ: میتونم بیام تو؟
ات: اره ... بیا
جیهوپ اومد داخل و پیش ات نشست، مثل دوتا پرنده عاشق🕊
جیهوپ: ات.. برات یه سوپرایز دارم
ات: هوپیی واقعا(ذوق کرده)
جیهوپ: اره عزیزم... 😊
ات: چیه...
جیهوپ: عه سانشاینم اگه بگم اون موقعه دیگه ذوقت زیاد نیست مثلا سوپرایزه ها...
ات:.... کی
جیهوپ: الان آماده شو بریم چاگیا...
ات: الان اخجوننن... میگم چرا لباس بیرون پوشیدی😅
جیهوپ: خب زود اماده شو بریم😊
ات: برو بیرون بزار لباس عوض کنم
جیهوپ: هوم... با منی؟
ات: پس کی کسی هست اینجا؟
جیهوپ: اخه من....(حرفش قطع شد)
ات: اهمم.... برو بیرون گفتم(جیهوپ رو بیرون میکنه😅)
جیهوپ: خب بدنت برای منه چاگیا😮💨
ات: نمیاما!......(تهدید)
جیهوپ: نه گو*ه خوردم زود بیا😥
چند مین بعد...
ویو ات:
بهترین لباسمو پوشیدم ارایش غلیظ انجام دادم واقع خوشگل شده بودم از اتاقم اومدم بیرون جیهوپ روی کاناپه نشسته بود دید من اومدم که یهو....
جیهوپ بعد اینکه ات، از اتاق اومد بیرون محو ات شده بود، هنوز براش باور نکردنی بود که ات چقدر زیباست...
ویو جیهوپ:
محوش بودم، الان.... الان تنها کار(منحرف نباش😤)
جیهوپ نزدیک ات شد یه بغض کوچیکی توی گلوش بود اومد روبه روی ات بود که با دوتا زانوش افتاد زمین(یعنی زانو زد)
جیهوپ: ات.... ملکه من تو تو به معنای واقعی پرنسی، بی نقص، زندگیم، و...... منی🛐🛐🛐
ات: هوپی چرا جلوی من زانو زدی پاشو الان اعضا میان
جیهوپ: جلوی خدام نباید زانو بزنم؟
ات: این حرف رو که زد شکه شدم منم نشستم همین طور نگاهش میکردم نمیدونم چی شد که نزدیکش شدم و بوسیدمش
ویو نامجون: داشتم از پله ها میرفتم پایین که با صحنه ای که دیدم جفت کردم ات..... با..... جیهوپ.......!؟
حمایت نمیشه نه😮💨
part24:
ویو شب:
جیهوپ: ات به خاطر اینکه دوروز دیگه کنسرت داریم، استرس داره، امشب میبرمش به رستوران مورد علاقش به نظرم خوبه. یه اتیش بازیه کوچیکم انجام میدیم محشر میشه😊
جیهوپ میره سمت اتاق ا-ت..
ات:.............
تق... تق
ات: بله...
جیهوپ: میتونم بیام تو؟
ات: اره ... بیا
جیهوپ اومد داخل و پیش ات نشست، مثل دوتا پرنده عاشق🕊
جیهوپ: ات.. برات یه سوپرایز دارم
ات: هوپیی واقعا(ذوق کرده)
جیهوپ: اره عزیزم... 😊
ات: چیه...
جیهوپ: عه سانشاینم اگه بگم اون موقعه دیگه ذوقت زیاد نیست مثلا سوپرایزه ها...
ات:.... کی
جیهوپ: الان آماده شو بریم چاگیا...
ات: الان اخجوننن... میگم چرا لباس بیرون پوشیدی😅
جیهوپ: خب زود اماده شو بریم😊
ات: برو بیرون بزار لباس عوض کنم
جیهوپ: هوم... با منی؟
ات: پس کی کسی هست اینجا؟
جیهوپ: اخه من....(حرفش قطع شد)
ات: اهمم.... برو بیرون گفتم(جیهوپ رو بیرون میکنه😅)
جیهوپ: خب بدنت برای منه چاگیا😮💨
ات: نمیاما!......(تهدید)
جیهوپ: نه گو*ه خوردم زود بیا😥
چند مین بعد...
ویو ات:
بهترین لباسمو پوشیدم ارایش غلیظ انجام دادم واقع خوشگل شده بودم از اتاقم اومدم بیرون جیهوپ روی کاناپه نشسته بود دید من اومدم که یهو....
جیهوپ بعد اینکه ات، از اتاق اومد بیرون محو ات شده بود، هنوز براش باور نکردنی بود که ات چقدر زیباست...
ویو جیهوپ:
محوش بودم، الان.... الان تنها کار(منحرف نباش😤)
جیهوپ نزدیک ات شد یه بغض کوچیکی توی گلوش بود اومد روبه روی ات بود که با دوتا زانوش افتاد زمین(یعنی زانو زد)
جیهوپ: ات.... ملکه من تو تو به معنای واقعی پرنسی، بی نقص، زندگیم، و...... منی🛐🛐🛐
ات: هوپی چرا جلوی من زانو زدی پاشو الان اعضا میان
جیهوپ: جلوی خدام نباید زانو بزنم؟
ات: این حرف رو که زد شکه شدم منم نشستم همین طور نگاهش میکردم نمیدونم چی شد که نزدیکش شدم و بوسیدمش
ویو نامجون: داشتم از پله ها میرفتم پایین که با صحنه ای که دیدم جفت کردم ات..... با..... جیهوپ.......!؟
حمایت نمیشه نه😮💨
- ۷۶
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط