You are paying back karma پارت⁹

You are paying back karma پارت⁹
«ویو تهیونگ»
رفتم توی اتاقم و یه گوشه نشستم و اشکام کم کم جاری شدن
زانوهامو بقل کردم بلند گریه میکردم..دستمو روی شکمم گذاشتم
تهیونگ: نگران نباش فرشته کوچولوم، مامان هرطوری که شده ازت محافظت میکنه...نمیزارم تورو ازم بگیرن، مطمئن باش مامان و بابات دوست دارن، فقط بابات یکم نگرانه میدونی دیگه؟ فرشته من مامانیشو درک میکنه مگه نه؟
هق هق هاش بیشتر شد و شکمشو تو دستش فشرد
و بیشتر فرشته اش رو نوازش کرد
تهیونگ: فقط باید یکم تحمل داشته باشیم، اگه بابابزرگت اجازه بده همچی درست میشه..

هق هق هاش با صدای در زدن آروم گرفت و با صدای گرفته جواب داد
تهیونگ: کیه؟
جیهوپ: منم
تهیونگ: هیونگ، بیا تو
آلفا وارد اتاق شد و به امگا که یه گوشه جمع شده بود و گریه میکرد نگاه کرد و نزدیکش شد و رو به روش نشست و دستاشو گرفت
جیهوپ: تهیونگ؟
تهیونگ: ه..هیونگ
جیهوپ: منو نگاه کن! چرا داری گریه میکنی؟ اون آلفا چیزی بهت گفته؟
تهیونگ: نه..اون چیزی نگفته
جیهوپ: پس چیشده؟ به هیونگ بگو
تهیونگ: من اونو دوست دارم..هق...میخام نینیمو نگه دارم
نمیخام سقطش کنم...هق..همین الان باهاش حرف زدم مطمئنم درکم میکنه
جیهوپ: تهیونگ، ما سه تا حق داریم که نگران باشیم..تو تنها امگای این خانواده ای بعد از مادرمون...نمیتونیم همینطوری دو دستی تقدیمت کنیم به آلفایی که اصلا معلوم نیست کیه؟ از کجا اومده؟
تهیونگ: ولی جونگ کوک خیلی منو دوست داره!
جیهوپ: بحث دوست داشتن نیست تهیونگ..بحث زندگیته، آیندته، بحث همین زبون بسته تو شکمته.
تهیونگ: یعنی میگی نمیتونی به جونگ کوک اعتماد کنی؟
جیهوپ: نه تنها من بلکه نه یونگی میتونه و نه نامجون
درسته، ما باهاش حرف زدیم، از نزدیک دیدیمش ولی هنوزم نمیتونیم اعتماد کنیم بهش
تهیونگ: خب..هیونگ، نمیشه حداقل تا وقتی که پدر از سفر کاری برگرده من این بچه رو نگه دارم بعد پدر با جونگ کوک و خانوادش حرف بزنه؟ اگه راضی نشدن میندازمش
جیهوپ: باید نظر بقیه رو هم بدونیم ولی خودت مطمئنی که میتونی نگهش داری؟ یا نه بزار ساده بگم، موقع زایمان دووم میاری؟
تهیونگ: آره، مطمئنم که میتونم
جیهوپ: اگه مطمئنی پس حرفی نمیمونه
تهیونگ: پس یه یونگی هیونگ و نامجون هیونگ هم بگو بیان تا جلسه تشکیل بدیم
جیهوپ: باید ببینم یونگی میتونه یا نه؟
تهیونگ: مگه یونگی هیونگ چیکار داره؟
جیهوپ: سرش یکم شلوغه، چون میدونی دیگه پدر شرکتو به ماها سپرده باید رو یه سری از مدارک ها کار کنه
تهیونگ: آها، خب برو بهش بگو
آلفا از جاش بلند شد و از اتاق برادرش بیرون اومد.
دیدگاه ها (۴)

you are making me crazy پارت⁸هردو سریع نگاهشونو به در دادن آ...

You are paying back karma پارت⁷¹⁴:³⁰در اتاق برادرش رو زد و ب...

You are paying back karma پارت¹«ویو تهیونگ» از دستشویی با بی...

سناریو(درخواستی):وقتی وسط دعوا بوسشون می‌کنی : نامجون : بیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط