تو را من ساختم

تو را من ساختم
تو را
و خاطراتت را
و غمی که لحظه لحظه آبم می‌‌کند
یک غروبِ جمعه
ناگهان پی‌ بردم
اگر این درد در سینه‌ام نباشد
دیوانه ای می‌‌شوم
غریب
که فکر می‌‌کند خداست
و عشق را
و معشوقش را
با دست‌های خودش آفرید
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

جان من بــگـو کـجــایـــی؟دورت بگردم،تمام جمعه هایی که نیامد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

جان من بــگـو کـجــایـــی؟دورت بگردم،تمام جمعه هایی که نیامد...

پارت ۶ : پرنسسِ محبوبِ پی‌دی‌نیم

سناریو جونگکوک

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط